سيد علي اكبر قرشي
9
قاموس قرآن ( فارسي )
ظاهر آنست كه * ( « ذُرِّيَّتَهُمْ » ) * مفعول * ( « أَخَذَ » ) * است . يعنى ياد كن زمانى را كه پروردگارت نسل آدميان را از بنى آدم يعنى از پشت آنها گرفت و آنها را بر خودشان نشان داد و گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند بلى گواهى داديم اين عمل براى آن بود كه روز قيامت نگويند ما از اين غافل بوديم و يا بگويند پدران ما مشرك بودند و ما نسل آنها بوديم و به پيروى از آنها مشرك شديم چرا ما را به كار آنها هلاك ميگردانى ؟ فكر ميكنم مراد از اين دو آيه آنست كه خداوند بشر را از حين گرفته شدن از صلب پدر طورى آفريده كه توحيد را فطرى او كرده است و آن گواه بودن شخص بر خويش و اقرار ذاتى بر توحيد است و اشهاد و الست بربّكم و گواهى آنها همه بر سبيل فطرت و تكوين است نه ظاهرى و عادى . و ظرف اشهاد اين دنياست از وقت جدا شدن از صلب پدر تا وقت مردن . و در نتيجه شخص روز قيامت نميتواند بگويد من توحيد را درك نكردم و نميتواند بگويد ، در شرك از پدران پيروى نمودم . زيرا فطرت او راهنماى اوست . * ( « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » ) * روم : 30 . در اين صورت آيهء شريفه راجع بعالم ذرّ نيست و رواياتيكه دربارهء عالم ذرّ نقل شده شايد مراد از آنها عالم سلَّولهاست كه در پشت پدراناند و خدا در حين اخذ آنها و در حين وارد كردن برحم مادر از آنها گواهى گرفت . و اگر اين حقيقت ثابت شود كه خداوند تمام بنى آدم را به صورت ذرات ريز از وجود آدم اولى بيرون آورد و از آنها بر توحيد گواهى خواست و آنها گواهى دادند ، اين مطلب از ظاهر آيه فهميده نميشود . سيد مرتضى علم الهدى ( ره ) در امالى خود مجلس 3 بر كسانى كه آيه را حمل بر ذرّ كردهاند سخت حمله كرده و ميگويد : بعضى بى بصيرت و نافرزانه پنداشته كه تأويل آيه آنست : خداوند